کتاب، برای من صرفاً یک شیء نیست؛ موجودی زنده است که از طریق خوانده شدن، بخشی از ذهن و حافظهی ما میشود. همانگونه که کتابها در فرایند خوانده شدن معنا پیدا میکنند، انسانها نیز تنها با زیستن و لمس شدن و در تعامل با دیگری درک میشوند .
جلد کتابهای فرسوده و پوسیده که در آثارم بستر تصویر قرار گرفتهاند، برایم استعارهای از زمان، تاریخ و تمدنی هستند که نوشتن و خواندن را به انسان بخشیده است. همانطور که جلد، پوششیست برای کتاب، چهره نیز پوششیست برای روح و هویت انسان؛ و هر دو تنها با مکاشفه، لایهبرداری و همزیستی قابل فهم میشوند.
انتخاب تکنیکهای چاپ برای من تصادفی نیست.
تکنیک چاپ با ماهیت تکثیر و نشر، همذات با مفهوم کتاب است؛ همانطور که کتاب دانشی را منتشر میکند، چهرهها و انسانها نیز روایت و تجربههای زیسته را گسترش میدهند.
این مجموعه برای قرار دادن انسان و کتاب در کنار یکدیگر، بهعنوان دو رسانهی موازی که هر دو تاریخ را حمل میکنند و امکان انتقال و ماندگاری را فراهم میسازند، یادآور ماندگاری و قدمت است؛ سندی بر اینکه چیزی دوام آورده تا امروز به ما برسد. هر جلد ، هر چهره و هر انسانی، هم روایت گذشته را حمل میکند و هم بیننده را به تجربهای تازه در اکنون فرا میخواند.
«هر چهره، جلدی است که تنها آغاز را نشان میدهد؛
و درون انسان، کتابی است که سکوتش را باید ورق زد.
کتاب، برای من صرفاً یک شیء نیست؛ موجودی زنده است که با خوانده شدن، بخشی از ذهن و حافظهی ما میشود.
همانگونه که کتاب در فرایند خوانده شدن معنا مییابد،
انسان نیز تنها از رهگذرِ تعامل و همزیستی فهمیده میشود.»
مجتبا شعبانی – ۱۴۰۴